ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
روزی مردکوری روی پله های ساختمانی نشسته وکلاه وتابلوئی
رادرکنارپایش قراردادهبود،روی تابلوخوانده می شد:
روزنامه نگار
خلاقی ازکناراومیگذشت نگاهی به او انداخت فقط چندسکهدرداخل کلاه بوداوچندسکه داخل کلاه انداخت وبدون اینکه ازمردکوراجازه
بگیردتابلوی اورابرداشت ان را برگرداندواعلان دیگری روی
آن نوشت وتابلوراکنارپای اوگذاشت وآنجاراترک کرد
عصرآنروزروزنامه نگار به آن محل برگشت ومتوجه شدکه کلاه مردکورپرازسکه واسکناس شده است
.مردازصدای قدمهای او،خبرنگارراشناخت وازاوخواست اگراوهمان کسی است
که تابلو رانوشته بگویدکه برروی آن چه نوشته است؟روزنامه نگارجواب داد:چیزخاص
ومهمی نبود،من فقط نوشته شمارابه شکل دیگری نوشتم ولبخندی زد
وراه خودادامه داد.او به مردکور نگفت .ولی روی تابلو خوانده می شد:
امروزبهاراست ولی افسوس من نمیتوانم آنراببینم!!!!!!!
نتیجه گیری
وقتی کارتان رانمیتوانیدپیش ببریداستراتژی خودراتغییربدهیدخواهیددیدبهترین ها
ممکن خواهدشد.
باورداشته باشیدهرتغییرمیتواندبهترین چیزبرای زندگی رابه همراه داشته باشد.
حتی برای کوچکترین اعمالتان ازدل ،فکر،هوش وروحتان مایه بگذارید این رمز
موفقیت است.
شادباشید
من یه داستان دیگه هم شنیدم که نتیجه ای که از اون گرفته میشه تقریبا مشابه هست.ببخشید.ممکنه قبلا شنیده باشین
یه شب یه پادشاه یه خوابی میبینه ک خیلی نگران میشه
صبح همه معبران رو جمع میکنه و از اونا میخواد که خوابش رو تعبیر کنن.معبر اولی به پادشاه میگه که:عالی جناب شما مرگ همه اعضای خانوادتون رو میبینین و آخرین شخصی هستین ک میمیرین.پادشاه عصبانی میشه و فورا دستور میده ک اون شخص رو بکشن.معبر دوم به پادشاه میگه که عالی جناب تعبیر خواب شما اینگونه است که شما عمر بسیار طولانی دارین و سالیان سال حکومت میکنین.پادشاه خوشحال میشه و دستور میده که به معبر پاداش بدن
درسته که هر دو نفر یه چیزی رو گفتن.اما طریقه گفتنشون خیلی متفاوت بود ک باعث شد یکی زندگیش رو از دست بده و دیگری پاداش بگیره.خوب گفتن خیلی مهمه
بله همین طورهست، شماتصورکنید یکنفربادوتابچه سواراتوبوس میشن بچه ها روشون کثیف لباسهاشون پاره پوره هرکسی میبینه یه برخورد زشتی بااین بچه هاداره تااینکه مرد شروع به صحبت میکنه ومیگه یک هفته پیش من تصادف کردم ومادر این بچه هاکه زنم بود فوت کردبچه هایک هفته است بدون مادرند این حرف مرد تموم میشه برخورد مردم با بچه ها هم عوض میشه یکی ازکیکش به بچه ها میده یکی از آب معدنی که داشت میده یعنی گفتارمیتونه ذهنیت راعوض کنه .ممنون ازداستان خوبت



بسیار عالی
ممنون ازلطفت
کاش دستی از فراسوی افق ،
گوش سنگین زمان را می کشید
هم زبانی می رسید از راه دور ،
طعم تنها بودنم را می چشید
خدای من



نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . .