روابط عمومی وجامعه

روابط عمومی وجامعه

روابط عمومی وجامعه ایران
روابط عمومی وجامعه

روابط عمومی وجامعه

روابط عمومی وجامعه ایران

تو هم اسمتو بنویس ببینیم چی میشی؟! معنی اسمتان



A: نعمت خدا
B: عشقِ همه
C: معصوم
D: با استعداد
E: خوب اما شکننده
F: احساسی برای دیگران
G: منطقی
H: آرام
I: مودب
J: لذت بردنی از زندگی
K: قابل عاشق شدن
L: با مزه
M: عالی
N: مغرور
O: ورزشکار
P: خنده رو
Q: باحال
R: غیرقابل پیش بینی
S: با احساس
T: خالص و حقیقی
U: سودمند و باهوش
V: عصبانی
W: بیخیال
X: نابغه
Y: لذت بردنی
Z: خوش مشرب


تست روانشناسی کوتاه اما جالب


یک تست کوتاه اما جالب : 


ابتدا برای چند لحظه به کف دستتان نگاه کنید.


و پس از آن به ناخن‌های همان دستتان نگاه کنید.


تا وقتی این دو کار رو نکردید آخر صفحه رو نخونید، وگرنه ارزشش 


رو از دست میده. سر کاری نیست



 

 
ادامه مطلب ...

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

دل نشکن با زبان


پسر بچه ای بسیار زود عصبانی می شد. پدرش جعبه میخی به او داد 

و گفت:هر بار عصبانی شدی میخی بر دیوار بکوب.

روز اول پسر بچه 37 میخ به دیوار کوبید. چند هفته گذشت تا اینکه پسرک 

 بهتدریج آموخت که چگونه عصبانیتش را کنترل نماید. کم کم از تعداد 

میخ های کوبیده شده به دیوار  کم  شد و پسرک  فهمید که کنترل

 عصبانیتش  سادهتر از کوبیدن میخ به دیوار است.

ماجرا را با به پدر در میان گذاشت. پدرش گفت: از این به بعد هر روز

 که توانستعصبانیتش را کنترل کند  میخی را از دیوار بیرون بکشد.

روزها گذشت و بالاخره زمانی رسید که پسرک همهء میخها را از دیوار 

بیرون کشیده بود. پدر دست پسر را گرفت و کنار دیوار برد و گفت:


پسرم! کارت را بسیار خوب انجام دادی. اما به سوراخ های دیوار نگاه کن. 

این دیوار هرگز به حالت سابق خود بر نمی گردد. وقتی تو در هنگام 

عصبانیت حرفهایی میزنی، آن حرفها ،چنین اثری بر جای می گذارند. 

تو می توانی چاقویی در دل دیگری فرو کنی و بیرون آوری. 

اما هزاران بار عذر خواهی تو فایده ای ندارد.

 آری جای زخم نشسته بر آن دل، همواره  باقی است.

 و بدان که زخم زبان به همان اندازهء زخم چاقو دردناک است....

بوی باران بوی گلها می دهی


سلام 

دوستان عزیز یه زمانی به این نتیجه رسیده بودم 

که عطای وبلاگ نویسی رابه لقایش ببخشم و

ازنوشتن دست بردارم ولی با آمدن عزیزی به زندگیم

این کاررادرمن قوت بخشید وامروز بازحمتی که برای درست 

کردن قالب وبلاگم به من امیدواری داد که می توان بدون 

هیچ چشمداشتی به بقیه عشق ورزید ودوستشان

داشت پس دوست عزیزدوستت دارم

بی نهایت واین شعرتقدیم تو باد




میتوان با یک گل نیلوفری


قلب سردی را به گرمی شاد کرد


یا که دردشتی پرازآوازعشق


گاه گاهی ازعزیزی یاد کرد


بوی باران بوی گلها را شنید


یک سبد احساس را فریاد کرد


یاستونی محکم ازلبخند ساخت


یک دل ویرانه را آبادکرد